وبلاگ دلیارم❤وبلاگ دلیارم❤، تا این لحظه: 10 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره
پیوند عشق من و یار دلمپیوند عشق من و یار دلم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره
شروع انتظارمونشروع انتظارمون، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
مهیارممهیارم، تا این لحظه: 1 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

دلیارم❤

هفته ۱۳

سه ماه اول رو پشت سر گذاشتیم،  سیزده هفته شده که دارمت ، امروز تخت و دراوری که برات سفارش دادیمو تحویل گرفتیم ، هنوزم دلم میخواست سرویس کاملشو میخریدیم برات...🥹 به قدری ذوقتو دارم که برات چند دست لباس دخترونه سفارش دادم، عروسک و‌ اسباب بازی برات‌ خریدم‌ ......حتی لباس عروس هم‌خریدم‌برات  ایشالا عروسی خاله ت‌ بپوشی🩷 امروز جواب آزمایش ان تی هم‌اومد و‌ خداروشکر همه چی خوبه.... دختر قشنگم تو‌ قشنگ‌ترین هدیه ای هستی که خدا بهم داده ، تو آرزوی تمام زندگیمی و‌ هر روز خدا رو‌‌ برای داشتنت شکر میکنم ، تقریبا ۶ ماه از سفرت‌ تو دل من‌ باقی مونده ، کم کم دار...
23 دی 1403

فرشته ی صورتی مامان💗

خوشبختی بی پایان مامان❤️ فرشته ی صورتی من👼💗 من و به زیباترین آرزوی تمام عمرم رسوندی.... مامان تو شدن ، زیباترین موهبت تمام زندگیمه امروز فهمیدیم تو‌ به احتمال زیاد دختری من و بابات فقط دوتا بال داریم که پرواز کنیم خداروشکر سالمی، حالت خوبه ، همه چی نرماله  دختر نازم‌🎀 عروسک قشنگم🩷 بخاطر داشتنت تمام عمر خدا رو شکر میکنم.... منو بابا اسمت رو‌ گذاشتیم نفس.... این اسم رو‌ قبل ازینکه تو دلم بیای انتخاب کرده بودیم ، اولین بار پیشنهاد من بود و بعد انقدر بابات دوستش داشت که هیچ اسمی رو بعد از نفس قبول نمی کرد.... ازش قول گرفتم اسمت رو تغییر نده ، آخه ما قرارمون این بود پسر باشی من...
16 دی 1403

هفته ۱۲

خوشبختیه مامان امروز دوازده هفته شد از وقتی تو دلم دارمت زندگی برام خیلی شیرین تر شده شازده کوچولو سه روز دیگه تا سونو ان تی مونده و من هر روز استرسم بیشتر میشه تو رو سالم و صبور از خدا میخام، همینقدر آروم و صبور مثل الان که تو شکم منی احساسم داره بهت تغییر میکنه ، انگار که دارم وارد فاز جدیدی از احساس مادرانه میشم....بیشتر از قبل دوستت دارم بیشتر از قبل دلبسته ت شدم میدونم که الان شبیه یه آدم واقعی ظریف و کوچولویی ، بزرگ‌تر شدی و‌ دیگه یه موجود میکروسکوپی نیستی نمیدونی چقدر دلم میخاد از مانیتور سونوگرافی ببینمت و  تو دلم ذوق کنم که بزرگتر شدی  هر روز برات  تو دلم شعر میخونمالان هنوز صدای منو...
13 دی 1403

هفته ۱۱

۱۰ دی  یازده هفته ست که دل من شده خونه ی امن تو ، و تو‌شدی شازده کوچولوی من .....  هر شب که میخوام بخوابم فکر میکنم به اینکه الان چه شکلی هستی؟ ابعادت و با یه میوه انجیر تصور میکنم ، دست و پاهات چقدر کوچولوئه، چقدر معصوم و بی آزاری ، چقدر صبوری و آرومی ....  یک هفته دیگه قراره دوباره ببینمت، هرچی به سونوی بعدیت نزدیکتر میشم ، بیشتر نگران میشم، یه وقتایی گریه میکنم از یک لحظه فکر اینکه بخای بری و تنهام بزاری..... اینهمه دلبستگی بهت هیچ توجیه منطقی نداره،   از خدا میخام سالم باشی و یه نفس رااحت بکشم......   به امید  روزی که بزارنت تو بغلم اینروزام میگذره ، مامان بودن خیییلی سخته...
10 دی 1403

هفته ی ۱۰

۱ دی ۱۴۰۳ من امسال با تو‌ مامان شدم پسرکم هرچندتا بچه ی دیگه هم اگر بعد تو‌ خدا بهم‌ بده ، اونی که برای اولین بار مامان بودن‌ و بهم داد تو‌ بودی ده هفته ست که تو دلمی ،  ده هفته ست که شدی گرمای زندگی سرد و‌ ساکتم هرچی تو دلم بزرگ تر میشی، عشقت مثل پیچک‌  به تن و روحم‌ گره میخوره تو‌ هیچ وقت این روزایی که با هم میگذرونیمو‌ به یاد نمیاری، این روزایی که تو وصلی به من ، و من به تو ، اما من تا ابد ، تک تک‌ لحظه های عاشقی باهات و تک تک احساساتی که باهات تجربه کردم فراموشم نمیشه  روز‌ من ، که با وجو تو روز من شد ، مبارک..... ...
1 دی 1403
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دلیارم❤ می باشد